بپرهيزيد از صولت جوانمرد چون گرسنه شود و از ناکس چون سير گردد . [نهج البلاغه]

محمد مرادي - اتاق آبي

جستجو در وبلاگ:
Powerd by: Parsiblog ® team. ©2006
   [آرشيو شده ها]
+ پست مدرنيسم(دوشنبه 28 مرداد 1387 ساعت 2:4 صبح )

                              


پست مدرنيسم


به بيان دقيقتر ، مجموعه عقايد پيچيده اي که به عنوان حيطه اي از مطالعات آکادميک از اواسط دهه 80  پديدار شد که در انواع گسترده اي از حيطه هاي مطالعاتي از قبيل :معماري ،موسيقي ، فيلم ،ادبيات ،جامعه شناسي ،ارتباطات و...نمايان شده است شايد آسان ترين راه براي شناخت پست مدرنيسم انديشيدن در مورد مدرنيسم باشد جنبشي که به نظر مي رسد پست مدرنيسم از آن ظهور کرده باشد ،مدرنيسم دوگونه تعريف دارد که اولين آن يک جنبش زيبايي شناختي(رئاليسم) در هنر هاي تجسمي ،موسيقي ،ادبيات ،ونمايشنامه نويسي است که بطور کلي مدرنيسم ناميده مي شود که معيار هاي سنتي رادر پاسخ به اين پرسش که (( هنر چگونه بايد شکل بگيرد، چگونه استفاده گردد و چه معنايي داشته باشد)) را ناديده مي گيرد


در دوران اوج گيري مدرنيسم يعني بين سالهاي 1910 تا1930 چهره هاي شاخص ادبيات مدرن مانند وولف ،جويس ،اليوت ،استيونز،پروست ،مالارمه و رايک به عنوان پايه گذاران مدرنيسم به توصيف مجدد مدرنيسم پرداختند


از ديدگاه ادبي ، ويژگي هاي شاخص مدرنيسم عبارتند از:


1-   تاکيد بر امپرسيونيسم (تاثر گرايي )* وذهنيت درنوشتار وهنرهاي تجسمي وتاکيد بيشتر برچگونگي امر ديدن يا خواندن تا تاکيد برروي آنچه ادراک مي گردد


2-   جنبشي به دور از واقع نگري آشکارکه توسط راوي سوم شخص داناي کل وديدگاه هاي راويي ثابت وجايگاههاي مشخص اخلاقي پديد مي آيدکه داستانهاي ويليام فاکنر که داراي چند راوي هستند نمونه اي از اينگونه مدرنيسم است


3-   تمايز ژانرهايش مبهم است ،بنابراين شعر بيشتر نثروار ونثر بيشتر شعر گونه است


4-   تاکيد بر روي اشکال مجزا ،روايت هاي ناپيوسته وکولاژهيي*از موضوعات مختلف که اتفاقي به نظرمي رسد


5-   رد زيبايي شناختي بسيط رسمي ، به طرفداري ازطرح هاي مينيماليستي*


6-   رد تمايزات ميان فرهنگهاي والا وپايين و عامه پسند درگزينش موادي که قبلا هنررا شکل مي داد وهم درروشهاي نمايش ،توزيع وکاربرد هنر


 پست مدرنيسم همانند مدرنيسم از بيشتر اين عقايد پيروي مي کنددرحاليکه منکر مرز بندي ميان اشکال والا وپايين هنر وتمايزات ثابت ژانري است وتاکيدش بر تقليد * و نقيضه * ،کنايه وفکاهي بودن است .هنر وانديشه ي پست مدرنيسم از انعکاس پذيري ،ناخودآگاهي ،از هم گسيختگي وناپيوستگي (به خصوص در ساختارهاي روايي ) ،ابهام وتقارن زمانيحمايت کرده وبر موضوعاتي عاري از مفاهيم انساني وفاقد ساختاروپبات تاکيد مي ورزد


اينگونه به نظر مي رسد که پست مدرنيسم در اين روشها بسيار شبيه مدرنيسم استبا اين حال در باب نگرش مدرنيسم بابا بسياري از اين گرايشات متفاوت است . به عنوان مثال مدرنيسم به اين سو گرايش دارد که نمايي پراکنده ازذهنيت انسان وتاريخ نشان دهد اما اين پراکندگي رابه عنوان امري غم انگيز مي نماياند ،چيزي که به عنوان يک نقصان ،بايد برآن تاسف خورد و برايش سوگواري کرد بسياري از آثار مدرن در تلاشند که سبب ايجاد وحدت وانسجام ومعنا در زندگي گردندامري که در زندگي امروز بيشتر از هر چيزي گم شده است


اما پست مدرنيسم از ايده پراکندگي و موقتي بودن و فقدان انسجام حسرت نمي خورد بلکه بيشتر آن را


 مي ستايد: " جهان بي معناست؟ پس بياييد وانمود نکنيم که هنر مي تواند به آن معنا بخشد ، بياييد با چرنديات بازي کنيم !"


گزيده اي از پروفوسر مري کلاجز


                                                          واژگان:


 امپرسيونيسم(تاثرگرايي)


اين اصطلاح احتمال قوي از نام تابلوي نقاشي "کلود مونه" به نام امپرسيون(تاثر):بذآمدن خورشيد (1874)گرفته شده است امپرسيونيستها نقاشان مکتبي بودند که به نور توجه زيادي داشتند اصطلاح امپرسيون کمکم به حوزه نقد ادبي کشيده شده است امپرسيونيسم در بيان تکنيک رمان نويسي در نگرش به زندگي دروني شخصيت اصلي به جاي توجه به واقعت نيز به کار رفته است.


 کولاژ


در زبان فرانسوي به معناي چسباندن و وصله کردن استکاربرد آن در نقاشي است و منظور از آن تصوير هايي است که از ترکيب غيرعادي کاغذ ، عکس وچيز هاي مشابه بدست مي آيد وقتي نويسنده مخلوطي از کنايه ها اشارات ونقل قولها وعبارات خارجي را در اثرش به کار ببرد اين نوآوري او را کولاژمي ناميم


 مينيماليسم(تقليل گرايي)


سبک اصلي ادبي مبتني بر کاهش دادن مفرط محتواي اثر به حداقل عناصر ضروري ومعمولا در قالبي کوتاه مثل ها ، قصار ، تک گويي يا قطعه کوتاه نمايشي


 تقليد


  به معناي خمير وچسب مي باشدوتقليد چهل تکه اي از کلمات جملات يا عبارات يک يا جند نويسنده مي باشد ،بنابراين نوعي تقليد است واگر عمدي باشد بايد در پاورقي ذکر شود


نقيضه:


تقليد کلمات ، سبک نگارش ،لحن وافکار به نحوي که تمسخرآميزجلوه کند.اين عمل با اغراق در بعضي جنبه ها وکم وبيش با پيروي از کاريکاتوريست ها حاصل مي شود در واقع نوعي تقليد هجو آميز است



» محمد مرادي
»» بدون خداحافظی نرو ( نظر)

+ حسين منزوي(دوشنبه 12 فروردين 1387 ساعت 12:20 عصر )


دستي که به دست من بپيوندد نيست


صبحي که به روي ظلمتم خندد نيست


    ذنجير   فراوان  فراوان  اما


چيزي که مرا به زندگي بندد نيست


(حسين منزوي)



» محمد مرادي
»» بدون خداحافظی نرو ( نظر)

   [آرشيو شده ها]

ليست کل يادداشت هاي وبلاگ
[28/5/1387- 2:4 ص] پست مدرنيسم
[12/1/1387- 12:20 ع] حسين منزوي
[آرشيو شده ها]


بازديدهاي امروز: 6  بازديد
بازديدهاي ديروز: 12  بازديد
مجموع بازديدها: 4393  بازديد
[ صفحه اصلي ]
[ پست الکترونيک ]
[ پارسي بلاگ ]
[ درباره من ]

محمد مرادي - اتاق آبي
محمد مرادي[26]
در زندگي زخم هايي هست که مثل خوره درانزوا روح را آهسته مي تراشند ومي خورند* من محمد مرادي متولد 1369 هستم ودر ضمينه ي شعر وتا حدودي فلسفه کار مي کنم واز شاعران نوجوان استان ايلام و عضو انجمن شعر ايوان مي باشم اميدوارم استفاده لازم را ببريد
» پيوندهاي روزانه«
» لينک دوستان من«
» لوگوي دوستان من«









» آرشيو يادداشت ها«
» موضوعات وبلاگ«
» موسيقي وبلاگ«
» اشتراک در خبرنامه«

نام:

ايميل:

 

JavaScript Codes